20 نکته ترکیب بندی در عکاسی قسمت اول

20 نکته ترکیب بندی در عکاسی (قسمت اول)

 

کمپوزیسیون یا ترکیب بندی در عکاسی در معنای کلی به نحوه قرارگیری و ارتباط بصری المان ها و سوژه های داخل کادر عکاسی اطلاق می شود، اما اگر بخواهیم به فلسفه انواع ترکیب بندی بپردازیم و توضیح دهیم که آیا ترکیب بندی قوانین از پیش تعیین شده دارد یا خیر؟ و یا منشاء آن کجاست؟ باید بگوییم که به غیر از تعدادی قوانین ثابت و کلی هیچ قانون مشخص و سراسری وجود نداشته و ندارد. با مطالعه تاریخ زیبایی شناسی و تاریخ هنر در می یابیم که هنرمندان معتبر و مشهور بسیاری با تسلط کافی بر روی قوانین آن و با خلاقیت و ساختار شکنی منحصر به فرد خودشان، سلیقه و دیدگاه خودشان را به آثار و اصول ترکیب بندی جهان اضافه نموده اند و قوانین و ترکیب بندی را دستخوش تکامل و تغییرات متعددی نموده اند.

فلسفه ترکیب بندی در عکاسی و توضیح علل جذابیت بعضی از تصایر؟

می توان گفت از روزی که بشر دارای مغز تحلیلی و درک زیبایی شد کمپوزیسیون به معنای ابتدایی خود متولد شد پس تاریخ تولد ترکیب بندی همگام با بوجود آمدن بشر می باشد. با این وجود که ترکیب بندی بنا به تکامل و جنبشهای مختلف هنری دستخوش تغییرات بنیادین شده، اما هنوز هم میتوان با ترکیب بندی های اولیه و پایه، حس زیبایی شناسی افراد را تحت تاثیر قرار داد، چرا که تعریف ترکیب بندی در عکاسی را اگر ارتباط بین فرمها، ارتباط و نحوه قرار گیری المان ها، زاویه المان ها نسبت به هم، تضادهای رنگی-المانی-نوری، انواع هارمونی و محل قرارگیری اجزاء مختلف در کادر و تصویر نهایی و در معنای روان شناسانه، برانگیزاندن احساس خوشایند و زیبا در مخاطب بدانیم، می توانیم به نتیجه تقریبا ثابتی برسیم و آن این که هر نظمی در تصویر که احساس زیبایی را در حتی در یک انسان ( مخصوصا افرادی که صاحب چشمانی ریزبین و تربیت شده هستند) متبادر کند ترکیب بندی از تعالی بیشتری نسبت به تصویری که کمتر این حس را بر می انگیزاند برخودار است. این موضوع رو به دلیل وسیع بودن و در اختیار نبودن مجال کافی مقوله ترکیب بندی در عکاسی و زیبایی شناسی ، همینجا رها میکنیم و به همین توضیح ناچیز اکتفا میکنیم شاید در فرصتی دیگر مفصلا به این مقوله پرداختیم.

در پاسخ به توضیح علل جذاببت بعضی از تصاویر باید گفت که همه چیز مربوط به اصول زیبایی شناسی می باشد که قسمت عمده ای از این زیبایی در رعایت رموز و اصول ترکیب بندی شکل می گیرد و ترکیب بندی در عکاسی اولین گامی پر رنگ در تولید زیبایی و ربودن توجه مخاطب به شمار می رود، پس توصیه می شود که این مطلب را از ابتدا و با تمرین پیش ببرید و سعی کنید بارها و بارها مطالعه کنید. با استودیو عکاسی صنعتی ادد همراه باشید.

در ابتدا شایان ذکر است که این قوانین و اصول تنها بخشی از دایره وسیع انواع ترکیب بندی در عکاسی می باشند که اگر در هنگام عکاسی رعایت شوند می توانند تا حد زیادی باعث ارتقاء و خلق زیبایی شناسی در اثر و تصویر نهایی شوند، ولی این اصول مهمترین و پر استفاده ترین ترکیب بندی ها در عکاسی می باشند.

 

1- کادر یک سوم در ترکیب بندی عکاسی

کادر یک سوم قانون و اصولی بسیار ساده دارد. برای تولید این ترکیب بندی در عکاسی ها می بایست تصور کنید که تصویر نهایی و کادر آن چه از سمت عمودی و چه از سمت افقی درست به مانند تصویر زیر به سه قسمت مساوی تقسیم شده است،  پس باید سعی کنید خط افق (خطی که محل برخورد آسمان و زمین با یکدیگر میباشد) بر روی یکی از خطوط افقی و اجزاء عمودی تصویر را بر روی خط اول یا دوم عمودی قرار دهید. این اصل به قدری مورد استفاده قرار میگیرد که تمامی سازندگان دوربین عکاسی قابلیت نمایش گرید و خطهایی با همین ترتیب را در لایو ویو (پخش همزمان) دوربین شان قرار داده اند.

به تصویر زیر خوب توجه کنید البته شاید همیشه المانهای عمودی در کنار المانهای افقی واضح در کادر و یا تصویر و سوژه مورد نظر شما وجود نداشته باشد اما به یاد داشته باشید که در اکثر مواقع هر چه به این ترکیب بندی نزدیک تر شوید عکس و اثر شما از نظر زیبایی شناسی و ترکیب بندی تاثیر بیشتر و زیبا تری خواهد داشت.

2- ترکیب بندی متقارن در عکاسی

در مبحث و قانون قبلی گفته شد که سوژه و جزء اصلی را در وسط کادر نگذارید اما در همین لحظه این موضوع را تکذیب کرده و به شما توصیه میکنیم که سوژه اصلی را در وسط کادر قرار داده و تقارن بوجود آورید. تقارن ها در صورتی که به خوبی دیده و ثبت شوند، میتوانند ترکیب بندی فوق العاده ای را از لحاظ بصری به وجود آورند. معمولا تقارن در بناهای معماری به وفور وجود دارد و بیشترین کاربرد این نوع ترکیب بندی در عکاسی معماری می باشد.

باید اضافه کنیم که ترکیب بندی متقارن متبادر کننده مفهوم قدرت، ثبات و وقار شکوه می باشد و همچنین ساده ترین و در عین حال به دلیل زیبایی این قانون متداول ترین نوع کمپوزیسیون می باشد.

3- جذابیت پیش زمینه و عمق

قرار دادن اجزائی جذاب در پیش زمینه، بهترین روش برای بوجود آوردن حس سه بعدی و عمق در کادر عکاسی می باشد. عکس ها و تصاویر در واقع دو بعدی هستند، اما می توان با اضافه کردن پیش زمینه صحیح به پس زمینه و سوژه اصلی حس سه بعدی و عمق را در عکس به وجود آورد و به بیننده حس واقعی تری القاء نماید، تا زیبایی های مناظر و سوژه ها را برجسته تر از پیش به مخاطبین منتقل نماید.

 

 

در عکاسی فوق، تکه سنگ های پایین آبشار، و حرکت آب در لابلای این تخته سنگ ها و فرم و رنگ آنها بهترین عنصر برای آفرینش پیش زمینه ای زیبا می باشد. این آفرینش با استفاده از لنزهای واید به دلیل اغراق آنها در اندازه اجزاء نزدیک به لنز می تواند نقش بیشتری خواهد داشت. این تکنیک ترکیب بندی در عکاسی نیز بسیار مناسب انواع ژانرهای عکاسی علی الخصوص عکاسی صنعتی و تبلیغاتی می باشد.

 

4- ترکیب بندی کادره و فریم دار (کادر در کادر)

یکی از روش های تاثیرگذار برای نمایش عمق و سه بعدی کردن تصویر بوجود آوردن فریم و یا کادر در کادر دیگر است. برای ایجاد این جلوه می بایست به دنبال المان هایی همچون پنجره ها، طاق ها ، ستون ها، درهای زیبا و باز، درها و ستونهای ایوان ها،شاخه های آویزان و بسیاری موارد دیگر باشید تا عکاسی را با استفاده از آنها کادره و فریم دار کنید. باید توجه داشته باشید که همیشه مانند تصویر زیر نباید کادر بیشتر تصویر را احاطه کند بلکه میتواند تنها بعنوان کادر و فریمی دور تا دور تصویر حضور داشته باشد.

 

ترکیب بندی کادر دار و یا فریم دار در تصویر فوق، از دیوارهای زیبای مسجد برای ایجاد فریم و کادر استفاده شده و فوکوس و در عمق میدان قرار داشتن دیوار داخلی و عمق میدان وسیع تصویر که باعث عدم از بین رفتن بافت دیوار مشبک شده عمق و بعد سوم را در مخاطبین القاء می نماید. اما طاقهای قوسی نیز میتوانند برای خلق این گونه تصاویر و عکاسی کادره و فریم دار بسیار مناسب باشند مخصوصا که در نقاشی عصر رنسانس بسیاری از نقاشان از این تکنیک برای عمق بخشیدن به نقاشی هایشان استفاده می کردند.

به یاد داشته باشیم که برای کادر و فریم دار کردن حتما نباید طاق قوسی و یا دیوار مشبک داشته باشید، با کمی خلاقیت و تیز بینی میتوانید از المان های مختلف برای کادر دار کردن تصاویر استفاده نمایید و تصاویرتان را سه بعدی و عمیق کنید. در عکس زیر تنه درخت به عنوان کادر و پیش زمینه استفاده شده. همانطور که در عکس زیر قابل مشاهده است، با این وجود که درخت قسمت بسیار ناچیزی از کادر عکاسی را در بر گرفته است، ولی با این حال هنوز نقش بسیار پر رنگی در جذابیت کادربندی و ترکیب بندی به عهده دارد. از شیوه در تمامی ژانر های عکاسی مخصوصا عکاسی صنعتی میتوان استفاده کرد

استفاده از این تکنیک ها بهترین موقعیت برای پدید آوردن تصاویر خلاقانه و عمیق می باشد.

 

5- ترکیب بندی با استفاده از خطوط هدایتگر

خطوط هدایتگر (Leading lines) یا هدایت کننده به هدایت بیننده درون تصویر و جلب تمرکز بر عناصر مهم، کمک می کنند. هر چیزی مثل مسیرها، دیوارها و یا الگوها می تواند به عنوان خطوط هدایت گر استفاده شود. به نمونه های زیر نگاهی بیاندازید.

خط ها نقش مهمی در آفرینش زیبایی و هدایت چشم مخاطبان بر روی سوژه و عنصر اصلی دارند، عکاسان و نقاشان با استفاده از خطوط ترکیب بندی های متفاوتی را می آفرینند چون خطوط به راحتی چشمها را با خود همراه میکنند و به سمت سوژه پیش می برند. هر المانی از قبیل راهها و جاده ها، دیوارها، طرح ها و دیگر المان هایی که شبیه خط هستند قطعا می توانند نقش خطوط را در تصاویر به عهده بگیرند.

6- خطوط قطری و مثلث ها

هنرمندان بسیاری بر این باورند که مثلث ها و خطوط مورب باعث جنب و جوش و پویایی بیشتر تصویر و ترکیب بندی در عکاسی می شوند. و اما منظور ما از جنب و جوش و پویایی یا همان Dynamic Tension چیست؟ قطعا تشریح واژه پویایی در تصویری کاملا ایستا و غیر متحرک کمی گیج کننده و دشوار است چون باید درک شود و با اصول زیبایی شناسی سنجیده شود، اما اگر بخواهیم به هر طریقی آن را تشریح کنیم، باید گفت که خطوط مورب دقیقا عکس خطوط عمودی و افقی نقش آفرینی می کنند و به این دلیل که خطوط عمودی و افقی قالبا ایستایی و ثبات را به تصویر می کشند، خطوط مورب و اشکالی همچون مثلث تصویر را پویا و در حرکت نشان می دهند. به عنوان مثال در صورتی که فردی روی سطحی افقی کاملا عمودی و قائم به زمین ایستاده باشد، در نگاه مخاطب اون در نهایت تعادل و پایداری تصور می شود. در حالی که اگر متمایل به سمتی ایستاده باشد و یا روی سطحی ناصاف و شیب دار ایستاده باشد حس مخاطبان حسی ناپایدار خواهد بود. این عدم ثبات و سکون باعث نوعی داینامیک و پویایی در آن تصویر می شود. نکته دیگر در مورد خطوط مورب این است که که انسان ها در زندگی روزمره بیشتر با خطوط صاف عمودی و افقی سر و کار داشته و کمتر خطوط مورب در اطراف ما وجود دارد و همین عدم عادت در مشاهده خطوط مورب باعث متبادر شدن حس ناپایداری و ثبات می شود. تشکیل مثلث توسط خطوط مورب به حس ناپایداری قوت بیشتر بخشیده و باعث نوعی پویایی و حرکت در تصویر و ترکیب بندی در عکاسی خواهد شد.

گنجاندن مثلث ها درون یک صحنه راهی بسیار موثر برای ارائه تنش پویا است. مثلث ها می توانند اشیاء مثلث شکل واقعی یا مثلث های ضمنی (غیر آشکار) باشند. این موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح خواهم داد.

 

 

در این عکس تعداد قابل توجه و کثیری از مثلث و خطوط مورب، همراه با المان های تصویر قابل مشاهده هستند. پل داخل کادر ذاتا یک مثلث تمام عیار است (که بسیار شبیه ساز چنگ است). همچنین مثلث های دیگری که به واسطه پرسپکتیو لنز واید عکاسی بصورت کاملا تعمدی و آگاهی کامل بوجود آمده اند. قطعا نقش خطوط  در هدایت چشم به شکل بینظیری در این عکس خود نمایی میکنند و در عین حال مثلث هایی را بوجود می آورند که در نقطه طلایی کادر با یکدیگر تلاقی میکنند. وجود خطوط مورب که به سمتهای مختلف کادر کشیده شده اند، جنب و جوش فوق العاده ای را به تصویر اضافه میکنند و ترکیب بندی در عکاسی.

 

در عکس بالا، مثلث ها و خطوط مورب حس پویایی را بوجود آورده. ساختمان ها در چشمان ما اینگونه دیده نمیشوند و ما به کج بودن ساختمان ها عادت نداریم. این شرایط مغایر احساس تعادل و ثباتی است که ساختمان ها در ذهن ما بصورت عادی متبادر می کنند، پس این ویژگی در ما حس جنب و جوش و هیجان را القاء می نماید.

 

7- الگوها، بافت ها و پترن ها در ترکیب بندی عکاسی

الگوها و پترن ها همان اشکال منظم تکرار شونده، از لحاظ بصری بسیار جاذب بوده و می توانند در ترکیب بندی یک پارچگی ایجاد کنند و به ترکیب بندی انسجام بخشند. الگوهای مختلفی موجود می باشند از الگوهایی که ساخت بشر بوده و در نماها، کاشی ها، کفپوش ها و تزئین دیوارها و غیره استفاده مبشود تا پترن ها و الگوهایی که بصورت طبیعی در طبیعت مانند گلها، بافت تنه درختان، کوه ها، دریا ها و بسیاری موارد دیگر، استفاده از این پترن ها و الگوها در تصاویر میتواند تاثیر زیادی در دلنشین شدن ترکیب بندی، عکاسی داشته باشد، تنها کاری که باید انجام دهید، تیزبینی و دقت و پیدا کردن پترن ها و الگو های مختلف و ایجاد ترکیب بندی فوق العاده می باشد.

 

همانطور که در تصویر بالا قابل مشاهده است، الگو و پترن سنگ فرش ها مسیری را برای هدایت چشم به بنا و سوژه اصلی ایجاد کرده اند. الگو سنگ فرشها به دلیل منتهی شدن به الگوهای تکرار شونده ساختمان اصلی منجر به پدید آمدن نوعی هارمونی و توازن چشم نواز شده که از نظر زیبایی شناسی و فرم گرایی به شدت دارای ارزش می باشد.

 

 

در تصویر فوق تلفیقی از الگو های تکرار شونده نامنظم در سنگ فرش به همراه سایه روشن های بسیار زیبا و نور مایلی که به داخل دالان نفوذ کرده به همراه طاق قوسی تصویری و عکاسی بسیار زیبا و متفاوت را بوجود آورده اند. با این وجود که الگوها و بافتهای این تصویر در مقایسه با تصویر قبلی نظم کمتری دارند و کمتر به الگوهای یکسان تکرار شونده شبیه هستند، اما سایه روشن ها این نقصان را به خوبی پوشش داده اند و الگویی بسیار زیبا پدید آورده اند. حتما شما نیز متوجه کادر در کادر و فریم دور تصویر که به کمک طاق قوسی بوجود آمده شده اید و تاثیر آن را در این عکاسی متوجه شده اید.

 

8- قانون فرد ها

در دنیای عکاسی، قطعا عجایب زیادی وجود دارد، اما قانون فرد ها چیز کاملا متفاوتی است. این قانون می گوید که اگر تعداد فردی از سوژه ها در یک تصویر وجود داشته باشد، عکس جذابیت بصری بیشتری خواهد داشت. نظریه ی مذکور تعداد زوج عناصر در یک صحنه را عامل حواس پرتی می داند، چنان که بیننده نمی داند روی کدام سوژه تمرکز کند. تعداد فرد عناصر، طبیعی تر دیده شده و آسان تر به چشم می آید. قطعا این قانون در بعضی موقعیت ها قابل اجرا است اما صادقانه بگویم من فکر می کنم در بسیاری از موارد نیز اینچنین نیست. اگر شما چهار فرزند داشته باشید چه؟ چگونه تصمیم می گیرید که کدام یک عکس را ترک کند؟

 

عکس بالا نمونه ای از قانون فردها است. من عمدا صحنه را به گونه ای کادربندی کرده ام که شامل سه قوس شود. من فکر می کنم که دو قوس به این خوبی جواب نمی داد و ممکن بود توجه بیننده را تقسیم کند. همچنین همینطوری اتفاق افتاد که سه نفر در صحنه باشند. به علاوه این ترکیب استفاده از الگوها و «کادر هایی درون یک کادر» را ایجاد کرده است.

 

9- کادر را پُرکنید

کادر را با سوژه ی خود پُر کنید، باقی گذاشتن فضای کم و یا هیچ فضایی در اطراف سوژه می تواند در شرایط خاص بسیار موثر باشد. این کار به تمرکز کامل بیننده بر روی سوژه ی اصلی بدون هیچگونه حواس پرتی کمک می کند. پُر کردن کادر با سوژه به بیننده اجازه می دهد جزئیاتی از سوژه را کشف کند که اگر عکس از دورتر گرفته می شد این کار ممکن نبود. پُر کردن کادر اغلب باعث می شود آنچنان به سوژه نزدیک شوید که عناصری از سوژه را حذف کنید. در بسیاری از موارد، این کار به ایجاد ترکیبی بسیار بکر و جالب می انجامد.

در این عکس از شیر نر در سمت چپ، شما متوجه خواهید شد که من کادر را کاملا با چهره اش پر کرده ام، حتی کناره های سر و یالش کراپ شده است. این کار به بیننده اجازه می دهد روی جزئیاتی مانند چشم یا بافت پوست حیوان واقعا تمرکز کند. احتمالا متوجه شده اید که من از قانون یک سوم هم در این ترکیب بندی استفاده کرده ام. او یک حیوان خانگی دوست داشتنی است، اما شما باید وضع مبلمان مان را ببینید. به علاوه او بچه ها را دوست دارد اما نمی تواند درسته بخوردشان!

در عکس دوم از کلیسای نوتردام در پاریس، من فضای بسیار کمی را در اطراف کناره های ساختمان باقی گذاشته ام. نکته این عکس به نمایش گذاشتن جزئیات معماری نمای جلوی ساختمان است.

 

10- فضای منفی باقی بگذارید

یک بار دیگر، من می خواهم به طور کامل با خودم مخالفت کنم! در دستورالعمل بالا، به شما گفتم که پُر کردن کادر به عنوان یک ابزار ترکیب بندی موثر است. حالا می خواهم بگویم که انجام کار دقیقا مخالف با پیشنهاد قبلی نیز موثر است. باقی گذاشتن فضای خالی زیاد و یا به عبارتی «فضای منفی» در اطراف سوژه ی شما می تواند بسیار جذاب باشد. این روش حسی از سادگی و مینیمالیسم ایجاد می کند. مانند روش پُر کردن کادر، این شیوه هم به تمرکز بیننده بر روی سوژه اصلی بدون حواس پرتی کمک می کند.

این عکس از مجسمه غول پیکر شیوا خدای هندو در موریس یک مثال خوب از استفاده از فضای منفی است. مشخصا مجسمه سوژه ی اصلی (فضای مثبت) است اما من فضای زیادی که فقط با آسمان پر شده را در اطراف آن باقی گذاشته ام. این عکس توجه ما را بر روی خود مجسمه متمرکز می کند در حالی که به سوژه اصلی «فضایی برای تنفس» یا به عبارتی برای صحبت می دهد. ترکیب بندی هم یک حس سادگی ایجاد می کند. هیچ چیز پیچیده ای در مورد صحنه وجود ندارد. این مجسمه توسط آسمان احاطه شده، همین! من از قانون یک سوم هم برای جای دادن مجسمه در سمت راست کادر استفاده کرده ام.

 

لینک بخش دوم مقاله 20 نکته ترکیب بندی در عکاسی

سایر مقالات